خرید بک لینک
ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد در دام مانده باشد صیاد رفته باشد آه از دمی که تنها، با داغ او چو لاله در خون نشسته باشم چون باد رفته باشد امشب صدای تیشه از بیستون نیامد شاید به خواب شیرین، فرهاد رفته باشد خونش به تیغ حسرت یا رب حلال بادا صیدی که از کمندت آزاد رفته باشد از آه دردناکی سازم خبر دلت را وقتی که کوه صبرم بر باد رفته باشد رحم است بر اسیری کز گرد دام زلفت؟ با صد امیدواری ناشاد رفته باشد شادم که از رقیبان دامن کشان گذشتی گو مشت خاک ما هم، بر باد رفته باشد پرشور از "حزین" است امروز کوه و صحرا مجنون گذشته باشد فرهاد رفته باشد

برچسب: ای وای بر اسیری,ای وای مادرم,ای وای چه هلویی بود,ای وای,ای وای مادرم شهریار,ای وای دارم چی میبینم,ای وای اگر صیاد من,ای وای چقدر مستم من,ای وای من,ای وای دارم چی میبینم دانلود, نویسنده: نیکا احمدپور تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 17:07

یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و رفت دیوانه ای به دام جنونم کشید و رفت پس کوچه های قلب مرا جستجو نکرد اما مرا به عمق درونم کشید و رفت یک آسمان ستاره ی آتش گرفته را بر التهاب سرد قرونم کشید و رفت من در سکوت و بغض و شکایت ز سرنوشت خطی به روی بخت نگونم کشید و رفت تا از خیال گنگ رهایی رها شوم بانگی به گوش خواب سکونم کشید و رفت شاید به پاس حرمت ویرانه های عشق مرهم به زخم فاجعه گونم کشید و رفت تا از حصار حسرت رفتن گذر کنم رنجی به قدر کوچ کنونم کشید و رفت دیگر اسیر آن من بیگانه نیستم از خود چه عاشقانه برونم کشید و رفت

برچسب: دیوانه ای به دام جنونم کشید و رفت,دیوانه ای به دام جنونم کشید و رفت قربانی,دانلود آهنگ دیوانه ای به دام جنونم کشید و رفت,دیوانه ای به مسلخ خونم کشید و رفت, نویسنده: نیکا احمدپور تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 17:07

نمی دانم چرا او می رود امادگر از من صدایی بر نمی خیزدو رعدی از من و اوعکس می گیردولی ابری نمی گریدبارانی نمی ریزددگر هم برنمی گردد که من او را ببینم با نگاهی سیرکمی دیر است ، اری دیربرای دیدن و عاشق شدن دیگر مجالی نیستو می دانم دروغ است انکه میگویند:اگر عشقی بود دیگر محالی نیستو اکنون می شوم تنهاو او دست غریب سرنوشتش را گرفته می رود انجابرایم یادگاری می گذارد حرفهایش را ، رد پایش راوخونی را که از او هر قدم بر ره چکیدهمن این را خوب می دانم دل او بی گمان از من بریدهاز خس و خار نگاه من!کنون از این خودم بیزار بیزارمو او تب کرده و من نیزتب دارم..................

برچسب: چه خواهی دگر از من,من دگر از شهر شما میروم, نویسنده: نیکا احمدپور تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 17:07

13 آذر ماه 1394 آری! بالاخره از این غم روزی آرام بر خاک خواهم افتاد

برچسب: 13 آذر,13 آذر به میلادی,13 آذر 92,13 آذر چه روزی است,فال 13 آذر,فال روزانه 13 آذر,فال روزانه 13 آذر 92,فال روز 13 آذر 93,فال روز 13 آذر 92,مناسبت های 13 آذر, نویسنده: نیکا احمدپور تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 17:07

تو با قلبِ ویرانه من چه کردی ببین عشقِ دیوانه من، چه کردی؟ در ابریشمِ عادت، آسوده بودمتو با حالِ پروانه من چه کردی؟ ننوشیده از جام چشمِ تو مستمخمار است میخانه من ، چه کردی؟ مگر لایق تکیه دادن نبودمتا با حسرتِ شانه من چه کردی؟ مرا خسته کردی و خود خسته رفتیسفر کرده، با خانه من چه کردی؟ جهانِ من از گریه است خیسِ بارانتو با سقف کاشانه من چه کردی ؟ تو رو از دور دلم دید اما نمی دونست چه سرابی دیده منِ دیوونه چه می دونستم زندگی برام چه خوابی دیده نمیدونی … نمیدونی …. ای عشق کسی که جوونیشو ریخته به پات واسه اینکه تو رو از دست ن

برچسب: با تو حال نمیکند,با تو حال من خوبه, نویسنده: نیکا احمدپور تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 17:07

در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم عاشق نمیشوی که ببینی چه میکشم با عقل آب عشق به یک جو نمیرود بیچاره من که ساخته از آب و آتشم دیشب سرم به بالش ناز وصال و باز صبحست و سیل اشک به خون شسته بالشم پروانه را شکایتی از جور شمع نیست عمریست در هوای تو میسوزم و خوشم خلقم به روی زرد بخندند و باک نیست شاهد شو ای شرار محبت که بیغشم باور مکن که طعنهی طوفان روزگار جز در هوای زلف تو دارد مشوشم سروی شدم به دولت آزادگی که سر با کس فرو نیاورد این طبع سرکشم دارم چو شمع سر غمش بر سر زبان لب میگزد چو غنچهی خندان که خامشم هر شب چو ماهتاب به بالین من بتاب ای آف

برچسب: عاشق نمی شوی که ببینی چه می کشم,شعر عاشق نمیشوی که ببینی چه میکشم, نویسنده: نیکا احمدپور تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 17:07

صفحه بندی